خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد فراق و غم عاشقانه سخن میگوید. شاعر از یار غمگسار خود یاد میکند و از جفاها و ملالتهای روزگار شکایت دارد. او از صبا میخواهد پیامش را به یار برساند و از وصلت او آرزو میکند، اما نصیبش تنها خار است. شعر پر از احساسات عمیق و نالههای عاشقانه است.
این شعر دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات سنگین است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، بیان غم و جفای روزگار نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۱۳ - بیا غم از بر آن یار غمگسار رسید
بیا غم از بر آن یار غمگسار رسید
دعا بسی و ثناهای بی شمار رسید ۱
به نامه کرد مشرف مرا نگار به لطف
جهان ز نامه و نامش به اعتبار رسید ۲
از آن نوازش و الطاف بنده پرور او
چه خرّمی به دل تنگ سوگوار رسید ۳
صبا ببر تو پیامی ز من به سوی نگار
که بس جفا به من خسته دل ز یار رسید ۴
بیا و چاره ی درد دلم کن از سر لطف
که جان به لب ز غم رویت ای نگار رسید ۵
گل وصال تو را خلق گل فشان کردند
مرا ز گلشن وصلت نصیب خار رسید ۶
خبر به بلبل شوریده ده صبا زنهار
که وقت بانگ تو و ناله هزار رسید ۷
جواب دادم و گفتم به گل بگو باری
که جان غمزده بر لب ز انتظار رسید ۸
ز روزگار بگو تا که طرف بربندد
بسی ملال که ما را ز روزگار رسید ۹
دعا بسی و ثناهای بی شمار رسید ۱
به نامه کرد مشرف مرا نگار به لطف
جهان ز نامه و نامش به اعتبار رسید ۲
از آن نوازش و الطاف بنده پرور او
چه خرّمی به دل تنگ سوگوار رسید ۳
صبا ببر تو پیامی ز من به سوی نگار
که بس جفا به من خسته دل ز یار رسید ۴
بیا و چاره ی درد دلم کن از سر لطف
که جان به لب ز غم رویت ای نگار رسید ۵
گل وصال تو را خلق گل فشان کردند
مرا ز گلشن وصلت نصیب خار رسید ۶
خبر به بلبل شوریده ده صبا زنهار
که وقت بانگ تو و ناله هزار رسید ۷
جواب دادم و گفتم به گل بگو باری
که جان غمزده بر لب ز انتظار رسید ۸
ز روزگار بگو تا که طرف بربندد
بسی ملال که ما را ز روزگار رسید ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۲ - نصیب دشمنم بادا چنین عید
گوهر بعدی:شماره ۷۱۴ - جان من شکسته دل از غم تو به جان رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.