خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید و از هجران و دوری او شکایت دارد. او آرزوی وصال معشوق را دارد و از زیبایی و لطف او ستایش میکند. شاعر به دل خود توصیه میکند که در عشق صبور باشد و با گردش روزگار سازگار شود.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۱۰ - مرا وصال رخت ای نگار می باید
مرا وصال رخت ای نگار می باید
اگر مراد دل ما نمی دهی شاید ۱
نظر به روی تو کردن چو خوش بود تا روز
که عکس روی تو خواب از دو دیده برباید ۲
ببست جان و دلم دیده در خیال رخت
مگر دری ز وصالت خدای بگشاید ۳
ز لطف خویش بیاراست زیور حسنت
مشاطه کرمش آنچنان که می باید ۴
به عشق روی چو ماهش صبور باش ای دل
ببین ز گردش ایام تا چه می زاید ۵
دو دیده ی دل من از جهان خبر داری
که خون دیده ز هجران ز دیده پالاید ۶
بساز ای دل بیچاره با مراد جهان
نه آنچنان که بیاید چنانکه می باید ۷
اگر مراد دل ما نمی دهی شاید ۱
نظر به روی تو کردن چو خوش بود تا روز
که عکس روی تو خواب از دو دیده برباید ۲
ببست جان و دلم دیده در خیال رخت
مگر دری ز وصالت خدای بگشاید ۳
ز لطف خویش بیاراست زیور حسنت
مشاطه کرمش آنچنان که می باید ۴
به عشق روی چو ماهش صبور باش ای دل
ببین ز گردش ایام تا چه می زاید ۵
دو دیده ی دل من از جهان خبر داری
که خون دیده ز هجران ز دیده پالاید ۶
بساز ای دل بیچاره با مراد جهان
نه آنچنان که بیاید چنانکه می باید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۹ - مرا زین بیش درد دل نباید
گوهر بعدی:شماره ۷۱۱ - کردگارم مگر از غیب دری بگشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.