خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از غم هجران و انتظار معشوق سخن میگوید. شاعر با بیان احساسات عمیق خود، از عشق و اشتیاق به معشوق و رنج دوری از او مینالد. در عین حال، به امید دیدار و بوی خوش زلف یار اشاره میکند و جهان را با نام معشوق باارزش میداند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۶۹۷ - نگار من ز منش گرچه عار می آید
نگار من ز منش گرچه عار می آید
مرا به عشق رخش افتخار می آید ۱
چگونه شرح توان داد از غم هجران
چه جورها به من از روزگار می آید ۲
امید بود مرا کز دلم غمی ببرد
بسی غمم به دل از غمگسار می آید ۳
بیا که در غم هجر تو جان شیرینم
به لب مرا ز غم انتظار می آید ۴
بسی دلست به فتراک شوق بر بسته
مگر که دلبر ما از شکار می آید ۵
..... که از پیش او حذر اولیست
دلا که آن بت چابک سوار می آید ۶
به دست باش دلا امشب از سر یاری
که بویی از سر زلف نگار می آید ۷
اگر جهان همه گلزار می شود باری
به دست دل ز فراق تو خار می آید ۸
اگرنه عشق تو باشد مرا چه نام نهند
جهان ز نام تو با اعتبار می آید ۹
مرا به عشق رخش افتخار می آید ۱
چگونه شرح توان داد از غم هجران
چه جورها به من از روزگار می آید ۲
امید بود مرا کز دلم غمی ببرد
بسی غمم به دل از غمگسار می آید ۳
بیا که در غم هجر تو جان شیرینم
به لب مرا ز غم انتظار می آید ۴
بسی دلست به فتراک شوق بر بسته
مگر که دلبر ما از شکار می آید ۵
..... که از پیش او حذر اولیست
دلا که آن بت چابک سوار می آید ۶
به دست باش دلا امشب از سر یاری
که بویی از سر زلف نگار می آید ۷
اگر جهان همه گلزار می شود باری
به دست دل ز فراق تو خار می آید ۸
اگرنه عشق تو باشد مرا چه نام نهند
جهان ز نام تو با اعتبار می آید ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۶ - وقت آنست که گل باز به بستان آید
گوهر بعدی:شماره ۶۹۸ - مگر صبا ز سر کوی یار می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.