خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق و فراق سخن می‌گوید و درد دل شاعر را از دوری معشوق بیان می‌کند. شاعر از رنج‌های عشق، بی‌قراری دل، و تأثیرات عمیق فراق بر جان خود می‌نویسد. همچنین، اشاره‌ای به درماندگی و سرگشتگی او در غیاب یار دارد.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۷۳ - تا نگارین رخ دلبند ز ما پنهان کرد

تا نگارین رخ دلبند ز ما پنهان کرد
خانه ی صبر من دلشده را ویران کرد ۱

حال بیچاره خود از عشق تو خون بود ولی
تیغ ایام فراق تو گذر بر جان کرد ۲

حال درد دل خود را چو بگفتم به طبیب
هم ز عنّاب لب لعل تواش درمان کرد ۳

دیده هر چند بعیدست ز روی چو مهت
لیک در عید رخت جان و جهان قربان کرد ۴

گر ز دل جان طلبد آن صنم خوب خصال
هرچه او خواست ز بیچاره دل ما آن کرد ۵

دل مسکین به تکاپوی تو از پا ننشست
آخرالامر که تا جان به سر جانان کرد ۶

یک دم از لعل لب خویش مرا کام نداد
تا مرا گرد جهان خسته و سرگردان کرد ۷

دل بدزدید و نیارست نگه داشتنش
آن همه فتنه و آشوب دو چشمش زان کرد ۸

روی بنمود و دگر باره ز ما گردانید
تا به هجران چو سر زلف خودم پیچان کرد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۷۲ - دل برد زلف شوخت و آنگاه قصد جان کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۴ - تا چند توان درد تو در سینه نهان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.