خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است. او از زیباییهای معشوق مانند موهایش، لبهایش و چهرهاش سخن میگوید و درد عشق را توصیف میکند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند گدایی در عشق، آزادی و ارزشهای معنوی اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۳۸ - دل من با سر زلف تو هوایی دارد
دل من با سر زلف تو هوایی دارد
دردمندست و ز لعل تو دوایی دارد ۱
رخ تو بدر منیر است و در او حیرانم
دل من روشنی و نور ز جایی دارد ۲
شاه حسنست و لطافت شده مغرور به خود
نیک دانم چه غم از حال گدایی دارد ۳
ای گدایی در دوست به از سلطانی
آخر از کوی تو درویش نوایی دارد ۴
گرچه سرو از همه اسباب جهان آزادست
حالیا در نظرش نشو و نمایی دارد ۵
شتر مست که از خوان جفا مجروحست
ناله ای می کند و یاوه درایی دارد ۶
در جهان گر چه عزیزست بسی درّ خوشاب
پیش لعل لبت آخر چه بهایی دارد ۷
دردمندست و ز لعل تو دوایی دارد ۱
رخ تو بدر منیر است و در او حیرانم
دل من روشنی و نور ز جایی دارد ۲
شاه حسنست و لطافت شده مغرور به خود
نیک دانم چه غم از حال گدایی دارد ۳
ای گدایی در دوست به از سلطانی
آخر از کوی تو درویش نوایی دارد ۴
گرچه سرو از همه اسباب جهان آزادست
حالیا در نظرش نشو و نمایی دارد ۵
شتر مست که از خوان جفا مجروحست
ناله ای می کند و یاوه درایی دارد ۶
در جهان گر چه عزیزست بسی درّ خوشاب
پیش لعل لبت آخر چه بهایی دارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۷ - تو نظر کن که بت من چه جمالی دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۹ - دلبر غم حال ما ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.