خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و محبت به معشوق سخن می‌گوید و از رنج‌های ناشی از دوری و جفای او شکایت می‌کند. او ابراز می‌دارد که حاضر است همه چیز را فدای معشوق کند و از او می‌خواهد که به او توجه کند و از جفا دست بردارد.

این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل‌درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۹۳ - چه باشد ار تو ز لطفم کنی زمانی شاد

چه باشد ار تو ز لطفم کنی زمانی شاد
جهان کنی دگر از وصل خویشتن آباد ۱

گذشت داد من از حد برون ز دست غمت
بده مراد دلم بیش از این مکن بیداد ۲

اگر به کلبه احزان ما دهی تشریف
هزار جان عزیزم فدای جان تو باد ۳

مرا سریست بر آن آستان و می دانی
فدای راه تو کردیم و هرچه باداباد ۴

منم که بنده ی آن قامت چو سرو توأم
به بوستان وفای تو همچو سرو آزاد ۵

جفا کنند حبیبان ولی به پیش دلم
هزار بار بهست آن ز عهد بی بنیاد ۶

جفا مکن به من ای جان برون ز حد ورنه
هزار ناله زنم در جهان و صد فریاد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹۲ - بیا لطافت گل را ببین به وقت صبوح
گوهر بعدی:شماره ۳۹۴ - همه کامیت از عالم روا باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.