خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که زیبایی چهرهای خاص را توصیف میکند و از عناصر طبیعت مانند ماه و پروانه برای بیان این زیبایی استفاده میکند. شاعر از عشق و دلسوختگی خود سخن میگوید و از زلف معشوق به عنوان کمند یاد میکند که او را به پایین میکشد. همچنین، شاعر از غم و نالههای خود در عشق سخن میگوید.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی داشته باشد تا به طور کامل درک شود.
غزل ۳۱۰ - گر فلک دیده بر آن چهرهٔ زیبا فکند
گر فلک دیده بر آن چهرهٔ زیبا فکند
ماه را موی کشان کرده به صحرا فکند ۱
هر شبی زان بگشاید فلک این چندین چشم
بو که یک چشم بر آن طلعت زیبا فکند ۲
همچو پروانه به نظارهٔ او شمع سپهر
پر زنان خویش برین گلشن خضرا فکند ۳
خاک او زان شدهام تا چو میی نوش کند
جرعهای بوی لبش یافته بر ما فکند ۴
چون دل سوخته اندر سر زلفش بستم
هر دم از دست بیندازد و در پا فکند ۵
زلف در پای چرا میفکند زانکه کمند
شرط آن است که از زیر به بالا فکند ۶
غمش از صومعه عطار جگر سوخته را
هر نفس نعرهزنان بر سر غوغا فکند ۷
ماه را موی کشان کرده به صحرا فکند ۱
هر شبی زان بگشاید فلک این چندین چشم
بو که یک چشم بر آن طلعت زیبا فکند ۲
همچو پروانه به نظارهٔ او شمع سپهر
پر زنان خویش برین گلشن خضرا فکند ۳
خاک او زان شدهام تا چو میی نوش کند
جرعهای بوی لبش یافته بر ما فکند ۴
چون دل سوخته اندر سر زلفش بستم
هر دم از دست بیندازد و در پا فکند ۵
زلف در پای چرا میفکند زانکه کمند
شرط آن است که از زیر به بالا فکند ۶
غمش از صومعه عطار جگر سوخته را
هر نفس نعرهزنان بر سر غوغا فکند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۹ - زلف شبرنگش شبیخون میکند
گوهر بعدی:غزل ۳۱۱ - چو تاب در سر آن زلف دلستان فکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.