خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از درد هجران و فراق معشوق میگوید. شاعر از پریشانی دل، اشکهای ناشی از غم هجران، و مستی نرگسهای معشوق سخن میگوید. او از آرزوی بوسهای از لب یار، رنجهای دل، و امید به پایان جفای دشمنان میسراید. همچنین، شعر به پرستش رخسار یار و تأثیر خط و خال سیاهش بر دل شاعر اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند هجران و جفا نیاز به درک عاطفی بالاتری دارند.
شماره ۲۱۰ - چو زلف دوست دلم دایماً پریشانست
چو زلف دوست دلم دایماً پریشانست
دو دیده از غم هجرانش گوهر افشانست ۱
هنوز نرگس مستش میان خواب و خمار
لبش به کام دل شاد باده نوشانست ۲
دلا اگر ز لبش بوسه ای همی دزدی
مرو که ماه رخش بیش از آن درافشانست ۳
به جان رسید دلم از جفای خصم ولی
به دولت تو امید زوال ایشانست ۴
به وصل جان نرسیده هنوز مسکین دل
چو بید از غم هجران او دَر افشانست ۵
دلا ز خویش بلا دیده ای و بیگانه
ولی بلای دل من همه ز خویشانست ۶
گرفت آینه ی روی تو خطی زنگار
مگر ز آه دل تنگ سینه ریشانست ۷
پرستش رخ یارست مذهب دل ما
چرا که در دو جهان قایلم که کیش آنست ۸
من ضعیف، بلا دیده ام ز هجرانت
چرا دو زلف تو چون خاطرم پریشانست ۹
ببرد دل ز جهانی به خطّ و خال سیاه
غبار و فتنه عالم مگر کز ایشانست ۱۰
دو دیده از غم هجرانش گوهر افشانست ۱
هنوز نرگس مستش میان خواب و خمار
لبش به کام دل شاد باده نوشانست ۲
دلا اگر ز لبش بوسه ای همی دزدی
مرو که ماه رخش بیش از آن درافشانست ۳
به جان رسید دلم از جفای خصم ولی
به دولت تو امید زوال ایشانست ۴
به وصل جان نرسیده هنوز مسکین دل
چو بید از غم هجران او دَر افشانست ۵
دلا ز خویش بلا دیده ای و بیگانه
ولی بلای دل من همه ز خویشانست ۶
گرفت آینه ی روی تو خطی زنگار
مگر ز آه دل تنگ سینه ریشانست ۷
پرستش رخ یارست مذهب دل ما
چرا که در دو جهان قایلم که کیش آنست ۸
من ضعیف، بلا دیده ام ز هجرانت
چرا دو زلف تو چون خاطرم پریشانست ۹
ببرد دل ز جهانی به خطّ و خال سیاه
غبار و فتنه عالم مگر کز ایشانست ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۹ - در وقت خزان بین که چه خوش رنگِ رزانست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۱ - بیا که آتش عشقم ز هجر در جانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.