خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این شعر، شاعر زیبایی فصل خزان و رنگآمیزی طبیعت را توصیف میکند و آن را به نقاشی ازل نسبت میدهد. همچنین، او به عشق و علاقهاش به معشوق اشاره میکند و بیان میدارد که تمام این زیباییها و لطافتها از اوست.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر از زیباییشناسی و فلسفه نهفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۹ - در وقت خزان بین که چه خوش رنگِ رزانست
در وقت خزان بین که چه خوش رنگِ رزانست
گویی به چمن کارگه رنگرزانست ۱
گویند که از باد خزان رنگ برآورد
نی آنکه رز آورد یقین رنگ رز آنست ۲
آنست که لعل تو شکر بار چو قندست
این لطف دلاویز تو آخر هم از آنست ۳
نقّاش ازل رنگ در این باغ بینداخت
تا ظن نبری کاین همه از باد خزانست ۴
گرچه طمع خام نشاید به جهان کرد
از جان و دل او، دیگ هوای تو پزانست ۵
گویی به چمن کارگه رنگرزانست ۱
گویند که از باد خزان رنگ برآورد
نی آنکه رز آورد یقین رنگ رز آنست ۲
آنست که لعل تو شکر بار چو قندست
این لطف دلاویز تو آخر هم از آنست ۳
نقّاش ازل رنگ در این باغ بینداخت
تا ظن نبری کاین همه از باد خزانست ۴
گرچه طمع خام نشاید به جهان کرد
از جان و دل او، دیگ هوای تو پزانست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - دیده ام در رخ جان پرور تو حیرانست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - چو زلف دوست دلم دایماً پریشانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.