خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق دیرینه خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که این عشق و دلبستگی از دیرباز وجود داشته و امری جدید نیست. او با اشاره به گل و گلزار، کهن بودن این عشق و پیوندش با طبیعت را نشان میدهد و تأکید میکند که عاشقی و دلدادگی به معشوق، ریشه در گذشتهای دور دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، ممکن است برخی از مفاهیم برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۹۸ - مرا عشق رخت یاری قدیمست
مرا عشق رخت یاری قدیمست
غم عشق تو دلداری قدیمست ۱
نه امروزست ما را با غمت کار
که بازار تو بازاری قدیمست ۲
نه گل را رنگ و بوی امروز بودست
جهان را بین که گلزاری قدیمست ۳
به روی گل هزار آشوب دارد
گذار او را که بازاری قدیمست ۴
جدیدی نیست ما را عشق رویت
که عشق طلعتت یاری قدیمست ۵
بنای عاشقی از ما ندانید
حدیث عاشقی باری قدیمست ۶
غم عشق تو دلداری قدیمست ۱
نه امروزست ما را با غمت کار
که بازار تو بازاری قدیمست ۲
نه گل را رنگ و بوی امروز بودست
جهان را بین که گلزاری قدیمست ۳
به روی گل هزار آشوب دارد
گذار او را که بازاری قدیمست ۴
جدیدی نیست ما را عشق رویت
که عشق طلعتت یاری قدیمست ۵
بنای عاشقی از ما ندانید
حدیث عاشقی باری قدیمست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۷ - دلا در جهان شادمانی کمست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۹ - ای یار دلم را غم تو یار قدیمست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.