خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از درد هجران و عشق شکایت میکند و از یار میخواهد که به وصالش بیندیشد. او از جور و خواری شکایت دارد و تأکید میکند که جز نیکی در جهان باقی نمیماند. شاعر به زیبایی سیرت توجه دارد و به ظواهر بیمعنی اهمیت نمیدهد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند هجران و جور ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۶۶ - شراب هجر تو بسیار خوردم
شراب هجر تو بسیار خوردم
هنوز از مستیم در سر خمارست ۱
به وصلم یک زمان بنواز یارا
که ما را با غم عشق تو کارست ۲
مکن زین بیش بر من جور و خواری
که جان من ز هجران تو زارست ۳
بجز نیکی نماند در جهان هیچ
تو نیکی کن که نیکی یادگارست ۴
نظر بر حسن سیرت هست ما را
به صورتهای بی معنی چه کارست ۵
هنوز از مستیم در سر خمارست ۱
به وصلم یک زمان بنواز یارا
که ما را با غم عشق تو کارست ۲
مکن زین بیش بر من جور و خواری
که جان من ز هجران تو زارست ۳
بجز نیکی نماند در جهان هیچ
تو نیکی کن که نیکی یادگارست ۴
نظر بر حسن سیرت هست ما را
به صورتهای بی معنی چه کارست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - جهانی سر به سر چون نوبهارست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - چو زلف تو جهان بس بی قرارست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.