خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و توصیفی، زیبایی و جذابیت معشوق را با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا بیان میکند. شاعر از چشمان، لبها، و خطوط معشوق به عنوان عناصری جادویی و حیاتبخش یاد میکند که قلب عاشق را تسخیر میکنند. همچنین، شاعر به ارزش بالای معشوق و ناتوانی خود در برابر جذابیتهای او اشاره میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و فرهنگ شعر فارسی دارد.
غزل ۲۹۰ - ز لعلت زکاتی شکر میستاند
ز لعلت زکاتی شکر میستاند
ز رویت براتی قمر میستاند ۱
به یک لحظه چشمت ز عشاق صد جان
به یک غمزهٔ حیلهگر میستاند ۲
سزد گر ز رشک نظر خون شود دل
که داد از جمالت نظر میستاند ۳
خطت طوطی است آب حیوانش در بر
کزان آب حیوان شکر میستاند ۴
زهی ترکتازی که لوح چو سیمت
خطی سبزم آورد و زرمیستاند ۵
مرا نیست زر چون دهم زر ولیکن
دهم در عوض جان اگر میستاند ۶
مرا گفت جان را خطر نیست زر ده
که چشمم زر بیخطر میستاند ۷
اگرچه لبت خشک و چشمت تر آمد
مخور غم که زر خشک و تر میستاند ۸
عیار از رخ زرد عطار دارد
زری کان بت سیمبر میستاند ۹
ز رویت براتی قمر میستاند ۱
به یک لحظه چشمت ز عشاق صد جان
به یک غمزهٔ حیلهگر میستاند ۲
سزد گر ز رشک نظر خون شود دل
که داد از جمالت نظر میستاند ۳
خطت طوطی است آب حیوانش در بر
کزان آب حیوان شکر میستاند ۴
زهی ترکتازی که لوح چو سیمت
خطی سبزم آورد و زرمیستاند ۵
مرا نیست زر چون دهم زر ولیکن
دهم در عوض جان اگر میستاند ۶
مرا گفت جان را خطر نیست زر ده
که چشمم زر بیخطر میستاند ۷
اگرچه لبت خشک و چشمت تر آمد
مخور غم که زر خشک و تر میستاند ۸
عیار از رخ زرد عطار دارد
زری کان بت سیمبر میستاند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۹ - پیش رفتن را چو پیشان بستهاند
گوهر بعدی:غزل ۲۹۱ - نه قدر وصال تو هر مختصری داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.