خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و دیوانگی خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دلش به پندها گوش نمی‌دهد. او از عشق به معشوق و رنج‌های ناشی از آن می‌نالد و خود را مانند پروانه‌ای می‌داند که آماده سوختن در راه معشوق است. شاعر همچنین از غم هجران و تأثیرات آن بر روح و جان خود می‌گوید.

متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنج‌های روحی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و احساسات شدید عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۰ - بسیار بگفتم دل دیوانه ی خود را

بسیار بگفتم دل دیوانه ی خود را
پندم نکند گوش زهی خیره ی خود را ۱

روی تو همی خواهم و خوبست مرا رأی
تدبیر ندارم چه کنم طالع بد را ۲

فریاد ز دست دل خودرأی بلاکش
الحق که به جانم شده دشمن دل خود را ۳

مست است مدام از قدح شوق تو جانم
بر مست ملامت نرسد اهل خرد را ۴

پروانه صفت پیش تو ای شمع جهان سوز
خواهم که بسوزم همگی جسم و جسد را ۵

بلبل صفتم ناله هزارست ز شوقت
ای خار چو من کرده گل روی تو صد را ۶

از دیده چنان سیل محبّت بگشایم
کز سینه ی دشمن ببرم زنگ حسد را ۷

آن روز که در خاک تنم را بسپارند
بر یاد تو چون روضه کنم خاک لحد را ۸

بر جان جهان داغ غم هجر تو تا کی
کم سوز دل سوخته، دارای صمد را ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹ - مستغرق بحر غم عشقیم نگارا
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - مرا ز دیده و دل دور کرد یار چرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.