خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، درد و رنج عشق و جفای زمانه را بیان میکند. شاعر از ناکامیهای عاشقانه، بیوفایی دنیا و آرزوی وصال معشوق سخن میگوید. در پایان، امیدواری به لطف الهی و رسیدن به آرامش را نشان میدهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند جفای زمانه و ناکامیهای عشقی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۸ - اسباب جهان نیست میسّر دل ما را
اسباب جهان نیست میسّر دل ما را
آخر که کند حل به جهان مشکل ما را ۱
بر درد دل خلق جهانی چو طبیبی
از لطف دوایی بکن آخر دل ما را ۲
جانا مگر از روز نخستین بسرشتند
با مهر رخ خوب تو گویی گل ما را ۳
از خاکم و از آب ولی آتش عشقت
بر بادِ جفا داد همه حاصل ما را ۴
بودم به خیال آنکه نگردی ز وفایم
دیدی تو خیالات کج باطل ما را؟ ۵
مستغرق بحر غم ایام جفاییم
گویی که وجودی نبود ساحل ما را ۶
در گوش دل آمد سحر از هاتف غیبم
کای دوست نکو دار تو آن واصل ما را ۷
آخر که کند حل به جهان مشکل ما را ۱
بر درد دل خلق جهانی چو طبیبی
از لطف دوایی بکن آخر دل ما را ۲
جانا مگر از روز نخستین بسرشتند
با مهر رخ خوب تو گویی گل ما را ۳
از خاکم و از آب ولی آتش عشقت
بر بادِ جفا داد همه حاصل ما را ۴
بودم به خیال آنکه نگردی ز وفایم
دیدی تو خیالات کج باطل ما را؟ ۵
مستغرق بحر غم ایام جفاییم
گویی که وجودی نبود ساحل ما را ۶
در گوش دل آمد سحر از هاتف غیبم
کای دوست نکو دار تو آن واصل ما را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - ز دل کردی فراموشم تو یارا
گوهر بعدی:شماره ۹ - مستغرق بحر غم عشقیم نگارا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.