خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، رنجهای عاشق، و بیمهری یار سخن میگوید. شاعر از درد مهربانیهای بیپاسخ، فریبخوردگی توسط رقیبان، و تشبیهات طبیعت مانند زلف یار به حلقههای تاریک و باد خزان استفاده میکند. همچنین، به گذر عمر و پایان جوانی اشاره دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، استعارههای عرفانی و اجتماعی، و تفکرات فلسفی درباره پیری است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است.
شماره ۳۰۴ - کس ای نا مهربان یاران جانی
کس ای نا مهربان یاران جانی
کشد آنگه به جرم مهربانی ۱
رقیبان را امین خویش دانی
ندانی ناید از گرگان شبانی ۲
بدید از حلقه های زلف رویت
چنان کز ظلمت آب زندگانی ۳
بهای بوسه جان گیرد، فروشد
متاع این چنین را رایگانی ۴
خضر بوسیده آن لب ورنه آبی
نمی بخشد حیات جاودانی ۵
چمان سوی چمن بلبل نیاید
که آمد در چمن باد خزانی ۶
فزاید مهر من بیمهری او
مرا بیمهری او مهربانی ۷
(سحاب) ایام پیری چون بود چون
چو پیری بگذرد عهد جوانی ۸
کشد آنگه به جرم مهربانی ۱
رقیبان را امین خویش دانی
ندانی ناید از گرگان شبانی ۲
بدید از حلقه های زلف رویت
چنان کز ظلمت آب زندگانی ۳
بهای بوسه جان گیرد، فروشد
متاع این چنین را رایگانی ۴
خضر بوسیده آن لب ورنه آبی
نمی بخشد حیات جاودانی ۵
چمان سوی چمن بلبل نیاید
که آمد در چمن باد خزانی ۶
فزاید مهر من بیمهری او
مرا بیمهری او مهربانی ۷
(سحاب) ایام پیری چون بود چون
چو پیری بگذرد عهد جوانی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۳ - یار من یار کسی گشته و دلدار کسی
گوهر بعدی:شماره ۳۰۵ - که گفت مشک سیه را قرین ماه کنی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.