خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج عاشق در فراق معشوق است. شاعر از دلتنگیها و آههایش میگوید و از معشوق میخواهد که یا به او رحم کند یا دلش را همچون سنگ سخت گرداند. همچنین، او از گریههای بیامان و بیچارهگی دلش سخن میگوید و آرزو میکند که معشوق哪怕 یک نظر به او کند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۸۲ - کس نگفت ای دل به این لیلی و شان نظاره کن
کس نگفت ای دل به این لیلی و شان نظاره کن
همچو مجنون خویش را بر کوه و دشت آواره کن ۱
سینه ی او را زچاک پیرهن نظاره کن
همچو جیب جان من ناصح گریبان پاره کن ۲
یا دلم را طاقتی یا رب کز آن بر ناید آه
یا دلش را نرم از آهم چو سنگ خاره کن ۳
یا مکش هر ساعتی صد بار ما را یا به ما
آنچه خواهی کرد از جور و جفا یک باره کن ۴
سخت پر خون گشته دل در سینه ام ای دیده باز
چاره ای از گریه در کار دل بیچاره کن ۵
یک نظر بنمای آن چاک گریبان را به خلق
ور گریبانی ببینی تا به دامن پاره کن ۶
تا نیفشانی به دامن پاره ها ی دل (سحاب)
یک نظر چون من به ماه روی آن مه پاره کن ۷
همچو مجنون خویش را بر کوه و دشت آواره کن ۱
سینه ی او را زچاک پیرهن نظاره کن
همچو جیب جان من ناصح گریبان پاره کن ۲
یا دلم را طاقتی یا رب کز آن بر ناید آه
یا دلش را نرم از آهم چو سنگ خاره کن ۳
یا مکش هر ساعتی صد بار ما را یا به ما
آنچه خواهی کرد از جور و جفا یک باره کن ۴
سخت پر خون گشته دل در سینه ام ای دیده باز
چاره ای از گریه در کار دل بیچاره کن ۵
یک نظر بنمای آن چاک گریبان را به خلق
ور گریبانی ببینی تا به دامن پاره کن ۶
تا نیفشانی به دامن پاره ها ی دل (سحاب)
یک نظر چون من به ماه روی آن مه پاره کن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۱ - ز خاک کویش ای دل گاهگاهی دیده روشن کن
گوهر بعدی:شماره ۲۸۳ - چند خونش رود از دیده ی نمناک برون؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.