خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل عاشقانه، از دلبستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که جز او کسی را صاحب دل خود نمیداند. او از شوق دیدار معشوق بیخود شده و حتی راه خانه خود را نیز نمیشناسد. شاعر از دلبستگی به خال معشوق و درد دل بیخوابی میگوید و در نهایت، درمان خود را در نوشیدن شراب میداند.
متن دارای مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههایی مانند شراب و میخانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب باشد. همچنین، درک عمیق این غزل نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۲۶۰ - جز خانه ی دل منزل جانانه ندانم
جز خانه ی دل منزل جانانه ندانم
کس را بجز او صاحب این خانه ندانم ۱
امروز که گویند تو در خانه ی مائی
از بی خودی شوق ره خانه ندانم ۲
از خال تو افتاده بدام ار چه بود باز
مرغ دل من مایل این دانه ندانم ۳
عیبم مکنید ار رهم افتاد به مسجد
کامروز زمستی ره میخانه ندانم ۴
عجبی عجب از تو به مرا هست و علاجش
جز اینکه کشم یک دو سه پیمانه ندانم ۵
افسانه ی بی خواب همی خواهد و اکنون
از من که بجز درد دل افسانه ندانم ۶
زینسان که (سحاب) اینهمه دل بسته به هر موی
جز این که بر آن زلف زند شانه ندانم ۷
کس را بجز او صاحب این خانه ندانم ۱
امروز که گویند تو در خانه ی مائی
از بی خودی شوق ره خانه ندانم ۲
از خال تو افتاده بدام ار چه بود باز
مرغ دل من مایل این دانه ندانم ۳
عیبم مکنید ار رهم افتاد به مسجد
کامروز زمستی ره میخانه ندانم ۴
عجبی عجب از تو به مرا هست و علاجش
جز اینکه کشم یک دو سه پیمانه ندانم ۵
افسانه ی بی خواب همی خواهد و اکنون
از من که بجز درد دل افسانه ندانم ۶
زینسان که (سحاب) اینهمه دل بسته به هر موی
جز این که بر آن زلف زند شانه ندانم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - کشم ار جور ازو باز وفا می خواهم
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - چه غم گر در برش مهر خموشی بر دهن دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.