خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از جفا و بیداد معشوق شکایت دارد، اما همچنان به عشق و وفاداری پایبند است. شاعر به دنبال رهایی از دردهاست، اما در عین حال، خود را در دام عشق گرفتار میبیند. او از خداوند طلب رحمت و نجات میکند، اما عشق به معشوق او را به سمت پذیرش رنجها سوق میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۵۹ - کشم ار جور ازو باز وفا می خواهم
کشم ار جور ازو باز وفا می خواهم
بین چها می کشم از یار و چها میخواهم ۱
از خدا بر کف او تیغ جفا می خواهم
راحت خلق خدا را زخدا میخواهم ۲
بس که خواهم که به آمیزش کس خو نکنی
خویش را هم ز تو پیوسته جدا میخواهم ۳
گر چه بیداد بتان کشت مرا لیک ای دل
داد خود را ز تو در روز جزا میخواهم ۴
بس دگر باره مرا شوق گرفتاری توست
خویشتن را ز کمند تورها میخواهم ۵
ساده خواهم لبت از سبزه ی خط آری دور
خضری را زلب آب بقا میخواهم ۶
بین چها می کشم از یار و چها میخواهم ۱
از خدا بر کف او تیغ جفا می خواهم
راحت خلق خدا را زخدا میخواهم ۲
بس که خواهم که به آمیزش کس خو نکنی
خویش را هم ز تو پیوسته جدا میخواهم ۳
گر چه بیداد بتان کشت مرا لیک ای دل
داد خود را ز تو در روز جزا میخواهم ۴
بس دگر باره مرا شوق گرفتاری توست
خویشتن را ز کمند تورها میخواهم ۵
ساده خواهم لبت از سبزه ی خط آری دور
خضری را زلب آب بقا میخواهم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۸ - چون نیست بدل قوت فریاد گرفتم
گوهر بعدی:شماره ۲۶۰ - جز خانه ی دل منزل جانانه ندانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.