خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به زیباییهای معشوق و تأثیر نگاه او بر زندگی عاشق اشاره میکند. همچنین، مفاهیمی مانند وصال، عشق، و قدرت الهی در آن مطرح شدهاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میسازد.
شماره ۱۹۸ - آنکه می گشت سکندر به جهان در طلبش
آنکه می گشت سکندر به جهان در طلبش
گو بیا و بنگر چون خضر اینک زلبش ۱
هر که را از نگه این می کشد آن زنده کند
چشم او کرده فزون رونق بازار لبش ۲
نبود در دلم اندیشه ای از روز وصال
زان که تا روز قیامت نشود روز شبش ۳
ثانی نقش تو بر صفحه ی هستی نکشید
کلک قدرت که کشد این همه نقش عجبش ۴
شربت وصل علاج آمده با داروی مرگ
خسته ای را که بود زآتش عشق تو تبش ۵
تازه نخلی است قدش در چمن حسن (سحاب)
لیک نخلی که دهد چاشنی جان رطبش ۶
گو بیا و بنگر چون خضر اینک زلبش ۱
هر که را از نگه این می کشد آن زنده کند
چشم او کرده فزون رونق بازار لبش ۲
نبود در دلم اندیشه ای از روز وصال
زان که تا روز قیامت نشود روز شبش ۳
ثانی نقش تو بر صفحه ی هستی نکشید
کلک قدرت که کشد این همه نقش عجبش ۴
شربت وصل علاج آمده با داروی مرگ
خسته ای را که بود زآتش عشق تو تبش ۵
تازه نخلی است قدش در چمن حسن (سحاب)
لیک نخلی که دهد چاشنی جان رطبش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۷ - تا پیر می فروش چه آمد سعادتش
گوهر بعدی:شماره ۱۹۹ - چو پرده بر فتد از روی مهر آسایش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.