خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، رنجهای عاشقانه، امید و ناامیدی، و ظلم و بیداد سخن میگوید. شاعر از دلتنگیهای خود، انتظار برای دیدار معشوق، و دردهای ناشی از بیمهری مینالد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند عدالت، امیدواری، و رازداری وجود دارد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیداد و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۲۲ - دل از باد صبا ز احوال دلبر چون خبر گیرد
دل از باد صبا ز احوال دلبر چون خبر گیرد
اگر صد بار گوید باز میخواهد ز سر گیرد ۱
ستاده بر سر من تا کند با خاک یکسانم
گمانم اینکه می خواهد مرا از خاک بر گیرد ۲
تو اندک خوی پیران پیشه کن من شیوه ی طفلان
و گرنه صحبت پیر و جوان مشکل که درگیرد ۳
پس از عمری که یابم راه حرف و رخصت دیدن
فغان راه تکلم اشک پیش چشم تر گیرد ۴
بامیدی که شاید سازد از مرگم خبر دارش
زقاصد گاهی آن بی مهر از احوالم خبر گیرد ۵
نسازد بار دیگر چون زبیدادش نیندیشم
گر آن بیداد گر هر روز صد یار دگر گیرد ۶
بر آور از درون پرده حسن پرده پیمایی
همانا خواهد از راز درونها پرده برگیرد ۷
کشی دامان بیداد از (سحاب) و آه از روزی
که پیش داد گرد امانت ای بیدادگر گیرد ۸
اگر صد بار گوید باز میخواهد ز سر گیرد ۱
ستاده بر سر من تا کند با خاک یکسانم
گمانم اینکه می خواهد مرا از خاک بر گیرد ۲
تو اندک خوی پیران پیشه کن من شیوه ی طفلان
و گرنه صحبت پیر و جوان مشکل که درگیرد ۳
پس از عمری که یابم راه حرف و رخصت دیدن
فغان راه تکلم اشک پیش چشم تر گیرد ۴
بامیدی که شاید سازد از مرگم خبر دارش
زقاصد گاهی آن بی مهر از احوالم خبر گیرد ۵
نسازد بار دیگر چون زبیدادش نیندیشم
گر آن بیداد گر هر روز صد یار دگر گیرد ۶
بر آور از درون پرده حسن پرده پیمایی
همانا خواهد از راز درونها پرده برگیرد ۷
کشی دامان بیداد از (سحاب) و آه از روزی
که پیش داد گرد امانت ای بیدادگر گیرد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱ - هر زمان دامن به خون بی گناهی تر کند
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳ - دم مرگ است و بازم دل بود در فکر یار خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.