خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، رنجهای عاشقانه، و ناامیدی از اثرگذاری نالهها و دعاها سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق و رقابت با رقیب گلایه دارد و به تسلیم در برابر تقدیر و پذیرش دردها اشاره میکند. همچنین، تأکید بر این است که همه چیز بازتابی از معشوق است و تنها راه نجات، پیروی از مسیر خود است.
متن شامل مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی و درد عشق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۲۰ - آن شوخ را ز دوستیم تا خبر نبود
آن شوخ را ز دوستیم تا خبر نبود
هر لحظه دوستیش بمن بیشتر نبود ۱
تدبیر اگر چه جز به دعای سحر نبود
کردم بسی دعا و یکی را اثر نبود ۲
شد مهربان زناله دلش لیک با رقیب
خوش آن زمان که ناله ی ما را اثر نبود ۳
فرزانه آنکه بر درد و نان نرفت و ساخت
با لقمه ی جوینی اگر بود یا نبود ۴
مه در حذر ز آه دلم بود دوش و باز
آن ماه را ز آه دل من حذر نبود ۵
دل بستگی نبود مرا تا به آشیان
از تند باد حادثه زیر و زبر نبود ۶
هر چیز کآیدت بنظر پرتوی ازوست
خوش آن که هر چه دید جز او در نظر نبود ۷
جز راه کوی خویش (سحابت) در انتظار
یک شب نشد که بر سر هر رهگذر نبود ۸
هر لحظه دوستیش بمن بیشتر نبود ۱
تدبیر اگر چه جز به دعای سحر نبود
کردم بسی دعا و یکی را اثر نبود ۲
شد مهربان زناله دلش لیک با رقیب
خوش آن زمان که ناله ی ما را اثر نبود ۳
فرزانه آنکه بر درد و نان نرفت و ساخت
با لقمه ی جوینی اگر بود یا نبود ۴
مه در حذر ز آه دلم بود دوش و باز
آن ماه را ز آه دل من حذر نبود ۵
دل بستگی نبود مرا تا به آشیان
از تند باد حادثه زیر و زبر نبود ۶
هر چیز کآیدت بنظر پرتوی ازوست
خوش آن که هر چه دید جز او در نظر نبود ۷
جز راه کوی خویش (سحابت) در انتظار
یک شب نشد که بر سر هر رهگذر نبود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - نیند طالب می عاشقان که خوردستند
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - هر زمان دامن به خون بی گناهی تر کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.