خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد عشق و بیمهری معشوق میگوید. او بیان میکند که غم و اندوهش بسیار است و صبرش کم، اما امیدش فراوان است. شاعر تأکید میکند که در عشق، دردها یکی نیستند و هر زخمی عمیقتر از آن است که به نظر میرسد. او همچنین به بیمهری معشوق اشاره میکند و یقین دارد که معشوق در مهر و محبت سحاب (ابر بارانزا) نیز شک ندارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۵۴ - مرا طاقت پرو غم اندکی نیست
مرا طاقت پرو غم اندکی نیست
گر این بسیار آن نیز اندکی نیست ۱
غم افزون، صبر کم امید بسیار
به دل در عاشقی دردم یکی نیست ۲
کند منع رمیدن شوق دامت
تو پنداری که صید زیرکی نیست؟ ۳
بسی افتاده سر در عرصه ی عشق
ولی زخمی پدید از تارکی نیست ۴
یقینم گشت از بی مهری او
که در مهر (سحاب) او را شکی نیست ۵
گر این بسیار آن نیز اندکی نیست ۱
غم افزون، صبر کم امید بسیار
به دل در عاشقی دردم یکی نیست ۲
کند منع رمیدن شوق دامت
تو پنداری که صید زیرکی نیست؟ ۳
بسی افتاده سر در عرصه ی عشق
ولی زخمی پدید از تارکی نیست ۴
یقینم گشت از بی مهری او
که در مهر (سحاب) او را شکی نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳ - ندارد تحفه ی جان گر حقارت
گوهر بعدی:شماره ۵۵ - دو عقیقت دو چشمه ی نوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.