خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و اشتیاق بیپایان سخن میگوید. شاعر از حقارت خود در برابر معشوق و ارزش ناچیز جانش در مقایسه با یک اشارهی او میگوید. او از عشق جاودان، بوسههای جانبخش و رنجهای عشق سخن میراند و اشاره میکند که زاهدان هرگز بوی عشق را نخواهند فهمید. همچنین، شاعر از انتظار و نگرانی خود برای پیامرسان معشوق و زیباییهای او مینویسد.
این شعر دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «قتل» و «غارت» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد.
شماره ۵۳ - ندارد تحفه ی جان گر حقارت
ندارد تحفه ی جان گر حقارت
زما صد جان و از او یک اشارت ۱
عبارت از حیات جاودان چیست؟
لب شیرین آن شیرین عبارت ۲
بهای بوسه ی جان بخش جان خواست
ندانم چیست سودش زین تجارت؟ ۳
اگر از شوق خواهی نسپرم جان
نهان از من به قتلم کن اشارت ۴
چه داری پر عتاب آن لعل شیرین؟
ز شیرینی نکو نبود مرارت ۵
کس از زهاد بوی عشق یابد
گر از کافور کس یابد حرارت! ۶
غمین برگشت از آن کو قاصد من
مگر بر قتل من دارد بشارت ۷
دمید از باغ حسنش سبزه ی خط
فزون شد گلستانش را نضارت ۸
نماند دل به دست کس (سحابا)
چو ترک من گشاید دست غارت ۹
زما صد جان و از او یک اشارت ۱
عبارت از حیات جاودان چیست؟
لب شیرین آن شیرین عبارت ۲
بهای بوسه ی جان بخش جان خواست
ندانم چیست سودش زین تجارت؟ ۳
اگر از شوق خواهی نسپرم جان
نهان از من به قتلم کن اشارت ۴
چه داری پر عتاب آن لعل شیرین؟
ز شیرینی نکو نبود مرارت ۵
کس از زهاد بوی عشق یابد
گر از کافور کس یابد حرارت! ۶
غمین برگشت از آن کو قاصد من
مگر بر قتل من دارد بشارت ۷
دمید از باغ حسنش سبزه ی خط
فزون شد گلستانش را نضارت ۸
نماند دل به دست کس (سحابا)
چو ترک من گشاید دست غارت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲ - به بزم ای زاهد اینک می سبیل است
گوهر بعدی:شماره ۵۴ - مرا طاقت پرو غم اندکی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.