خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و اندوه ناشی از آن سخن میگوید. او از تأثیرات عمیق عشق بر قلب و جان خود میگوید و از زیباییهای معشوق و تأثیرات آن بر روح و روان خود یاد میکند. شاعر از دردها و شادیهای عشق سخن میگوید و از تأثیرات آن بر زندگی خود مینالد.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۳۴ - هر روز غم عشقت بر ما حشر انگیزد
هر روز غم عشقت بر ما حشر انگیزد
صد واقعه پیش آرد صد فتنه برانگیزد ۱
عشقت که ازو دل را پر خون جگر دیدم
اندوه دلافزایت تف جگر انگیزد ۲
هرگه که برون آید از چشم تو اخباری
تا چشم زنی بر هم از سنگ برانگیزد ۳
سرخی لب لعلت سرسبزی جان دارد
سودای سر زلفت صفرای سر انگیزد ۴
چون پستهٔ شیرینت شوری چو شکر دارد
هر لحظه به شیرینی شوری دگر انگیزد ۵
عطار به وصف تو چون بحر دلی دارد
کان بحر چو موج آرد سیل گهر انگیزد ۶
صد واقعه پیش آرد صد فتنه برانگیزد ۱
عشقت که ازو دل را پر خون جگر دیدم
اندوه دلافزایت تف جگر انگیزد ۲
هرگه که برون آید از چشم تو اخباری
تا چشم زنی بر هم از سنگ برانگیزد ۳
سرخی لب لعلت سرسبزی جان دارد
سودای سر زلفت صفرای سر انگیزد ۴
چون پستهٔ شیرینت شوری چو شکر دارد
هر لحظه به شیرینی شوری دگر انگیزد ۵
عطار به وصف تو چون بحر دلی دارد
کان بحر چو موج آرد سیل گهر انگیزد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۳ - گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۵ - دل برای تو ز جان برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.