خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عمری که در بند آرزوها سپری کرده و به رهبری افراد هوسباز تبدیل شده، ابراز ناراحتی میکند. اکنون از زندگی خسته شده و به دنبال مرگ ناگهانی است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی مانند ناامیدی و خستگی از زندگی است که برای درک و پردازش مناسب، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد.
شماره ۳۰۸ - یک عمر به بند آز پا بسته شدیم
یک عمر به بند آز پا بسته شدیم
بر اهل هوس قائد و سردسته شدیم ۱
اینک پی مرگ ناگهانیم دوان
از بسکه ز دست زندگی خسته شدیم ۲
بر اهل هوس قائد و سردسته شدیم ۱
اینک پی مرگ ناگهانیم دوان
از بسکه ز دست زندگی خسته شدیم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۷ - آن روز که چون سبزه سر از خاک زدیم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۹ - بس جان ز فشار غم به دوران کندیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.