خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از فرخی یزدی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های غنی، به بیان دردها و رنج‌های جامعه می‌پردازد. شاعر از ظلم و ستم حاکمان، فریبکاری رهبران و احزاب، و رنج‌های مردم فقیر سخن می‌گوید. همچنین، از عشق و زیبایی نیز سخن به میان می‌آورد.

متن دارای مضامین اجتماعی و سیاسی پیچیده‌ای است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سال دشوار است. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها ممکن است برای این گروه سنی نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۰۷ - عمریست کز جگر، مژه خوناب می خورد

عمریست کز جگر، مژه خوناب می خورد
این ریشه را ببین ز کجا آب می خورد ۱

چشم تو را به دامن ابرو هر آنکه دید
گفتا که مست، باده به محراب می خورد ۲

خال سیه به کنج لب شکرین تست
یا هندوئی که شیره عناب می خورد ۳

دل در شکنج زلف تو چون طفل بند باز
گاهی رود به حلقه و گه تاب می خورد ۴

ریزد عرق هر آنچه ز پیشانی فقیر
سرمایه دار جای می ناب می خورد ۵

غافل مشو که داس دهاقین خون جگر
روزی رسد که بر سر ارباب می خورد ۶

دارم عجب که با همه امتحان هنوز
ملت فریب «لیدر» و احزاب می خورد ۷

با مشت فرخی شکند گر چه پشت خصم
اما همیشه سیلی از احباب می خورد ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۶ - هر شرارت در جهان فرزند آدم می کند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸ - آنچه را با کارگر سرمایه داری می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.