خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از وضعیت دردناک و ناامیدکنندهای سخن میگوید که در آن مردم از بیحسی و بیتفاوتی رنج میبرند و مانند مردگان زندهاند. همچنین، به مقاومت و پافشاری برخی افراد در راه حق اشاره دارد و از افتخارات گذشته فارس و وضعیت کنونی آن اظهار تأسف میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق اجتماعی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
شماره ۱۰۵ - می پرستانی که از دور فلک آزرده اند
می پرستانی که از دور فلک آزرده اند
همچو خم از ساغر دل دورها خون خورده اند ۱
نیست حق زندگی آن قوم را کز بی حسی
مردگان زنده بلکه زندگان مرده اند ۲
در بر بیگانه و خویشند دایم سرفراز
بهر حق خویش آن قومی که پا بفشرده اند ۳
فارسان فارس را پای فرس گر لنگ نیست
اهل عالم از چه زیشان گوی سبقت برده اند ۴
دوده سیروس را یارب چه آمد کاینچنین
بیدل و بیخون و سست و جامد و افسرده اند ۵
همچو خم از ساغر دل دورها خون خورده اند ۱
نیست حق زندگی آن قوم را کز بی حسی
مردگان زنده بلکه زندگان مرده اند ۲
در بر بیگانه و خویشند دایم سرفراز
بهر حق خویش آن قومی که پا بفشرده اند ۳
فارسان فارس را پای فرس گر لنگ نیست
اهل عالم از چه زیشان گوی سبقت برده اند ۴
دوده سیروس را یارب چه آمد کاینچنین
بیدل و بیخون و سست و جامد و افسرده اند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - باز دلبر به دلم عزم شبیخون دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - هر شرارت در جهان فرزند آدم می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.