خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از فرخی سیستانی بیانگر دردها و رنجهای عاشقانه و روحی شاعر است. او از ترسها، ناامیدیها و دیوانگیهای ناشی از عشق و غم سخن میگوید و اشاره میکند که چگونه معشوق او را دگرگون کرده و رها نموده است. همچنین، شاعر به تغییر دین خود از مسلمانی به بتپرستی به خاطر معشوق اشاره دارد و در نهایت، از تأثیر این عشق بر زندگی خود میگوید.
این شعر دارای مضامین عمیق عاطفی و روحی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، اشاره به تغییر دین و مفاهیم پیچیدهتر عشق ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
شماره ۶۴ - زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت
زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت
مشکل ما را به مردن خوب آسان کرد و رفت ۱
جغد غم هم در دل ناشاد ما ساکن نشد
آمد و این بوم را یک باره ویران کرد و رفت ۲
پیش مردم آشکارا چون مرا دیوانه ساخت
روی خود را آن پری از دیده پنهان کرد و رفت ۳
وانکرد از کار دل چون عقده باد مشکبوی
گردشی در چین آن زلف پریشان کرد و رفت ۴
پیش از این ها در مسلمانی خدایی داشتم
بت پرستم آن نگار نامسلمان کرد و رفت ۵
با رمیدن های وحشی آمد آن رعنا غزال
فرخی را با غزل سازی غزل خوان کرد و رفت ۶
مشکل ما را به مردن خوب آسان کرد و رفت ۱
جغد غم هم در دل ناشاد ما ساکن نشد
آمد و این بوم را یک باره ویران کرد و رفت ۲
پیش مردم آشکارا چون مرا دیوانه ساخت
روی خود را آن پری از دیده پنهان کرد و رفت ۳
وانکرد از کار دل چون عقده باد مشکبوی
گردشی در چین آن زلف پریشان کرد و رفت ۴
پیش از این ها در مسلمانی خدایی داشتم
بت پرستم آن نگار نامسلمان کرد و رفت ۵
با رمیدن های وحشی آمد آن رعنا غزال
فرخی را با غزل سازی غزل خوان کرد و رفت ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - غیر خون آبروی توده ی زحمت کش نیست
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - چمن از لاله چو بنهاد به سر افسر سرخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.