خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از بی‌هنری در عصر تمدن، جستجوی وصال معشوق، و تقدیر محتوم خود که رسوایی و آوارگی است، می‌نالد. همچنین، از رشک و حسادت به معشوق و ناتوانی در برابر جذبه‌های او یاد می‌کند.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر، رسوایی، و آوارگی ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین و نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۸ - تا دیده دلم عارض آن رشک پری را

تا دیده دلم عارض آن رشک پری را
پوشیده به تن جامه ی دیوانه گری را ۱

چون مرد هنرپیشه به هر دوره ذلیل است
خوش آن که کند پیشه ی خود بی هنری را ۲

شب تا به سحر در طلب صبح وصالت
بگرفته دلم دامن آه سحری را ۳

در عصر تمدن چون توحش شده افزون
بر دیده کشم سرمه ی عهد حجری را ۴

یاقوت مگر پیش لب لعل تو دم زد
کز رشک چو من جلوه دهد خون جگری را ۵

از روز ازل دست قضا قسمت ما کرد
رسوایی و آوارگی و دربدری را ۶

تا فرخی از سر غم عشق خبر شد
رجحان دهد از هر خبری بی خبری را ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷ - از بس که غم به سینه من بسته راه را
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - با بتی تا بطی از باده ناب است مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.