این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیدهای مانند رنج، آزادی، ایمان، و عدالت است. شاعر با وجود سکوت، درونی پر از جوشش دارد و از مستی آزادی سخن میگوید. او خود را کهنهرند و تهیدست میداند اما در عین حال، مانند زنبور عسل برای ثروتمندان نیش و برای فقرا نوش است. شعر همچنین به مفاهیمی مانند نور یزدان و ایمان اشاره دارد و با تصاویر سنگینی بار آزادی و منت، حس مسئولیت و رنج را منتقل میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، اشاره به نابرابریهای اجتماعی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج و مستی آزادی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴ - با دل آغشته در خون گر چه خاموشیم ما
لیک چون خم دهان کف کرده در جوشیم ما ۱
ساغر تقدیر ما را مست آزادی نمود
زین سبب از نشئه ی آن باده مدهوشیم ما ۲
گر تویی سرمایه دار با وقار تازه چرخ
کهنه رند لات و لوت خانه بر دوشیم ما ۳
همچو زنبور عسل هستیم چون ما لاجرم
هر غنی را نیش و هر بیچاره را نوشیم ما ۴
نور یزدان هر مکان، سرتابه پا هستیم چشم
حرف ایمان هر کجا، پاتابه سر گوشیم ما ۵
دوش زیر بار آزادی چه سنگین گشت دوش
تا قیامت زیر بار منت دوشیم ما ۶
حلقه بر گوش تهی دستان بود گر فرخی
جرعه نوش جام رندان خطاپوشیم ما ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.