خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، رنجهای عاشقانه، و دیوانگی ناشی از عشق سخن میگوید. شاعر از دل سوخته، اشکهای خونین، و بخت سیاه خود مینالد، اما در عین حال تأکید میکند که تنها برای خیر بشر سخن میگوید. تصاویری مانند گل، لاله، شراب تلخ، و وادی دیوانگی به کار رفتهاند تا احساسات عمیق و متضاد را بیان کنند.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی تصاویر مانند اشک خونین و شراب تلخ ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۳ - زد فصل گل چو خیمه به هامون جنون ما
زد فصل گل چو خیمه به هامون جنون ما
از داغ تازه سوخت دل لاله گون ما ۱
آن دم به خون دیده نشستیم تا کمر
کان سنگدل ببست کمر را به خون ما ۲
ما جز برای خیر بشر دم نمی زنیم
این است یک نمونه ز راز درون ما ۳
در بزم ما سخن ز خداوند و بنده نیست
دون پیش ماست عالی و عالیست دون ما ۴
ما را به سوی وادی دیوانگی کشید
این عشق خیره سر که بود رهنمون ما ۵
ساقی ز بس که ریخت به ساغر شراب تلخ
لبریز کرد کاسه ی صبر و سکون ما ۶
تا روز مرگ از سر ما دست برنداشت
بخت سیاه سوخته ی واژگون ما ۷
از داغ تازه سوخت دل لاله گون ما ۱
آن دم به خون دیده نشستیم تا کمر
کان سنگدل ببست کمر را به خون ما ۲
ما جز برای خیر بشر دم نمی زنیم
این است یک نمونه ز راز درون ما ۳
در بزم ما سخن ز خداوند و بنده نیست
دون پیش ماست عالی و عالیست دون ما ۴
ما را به سوی وادی دیوانگی کشید
این عشق خیره سر که بود رهنمون ما ۵
ساقی ز بس که ریخت به ساغر شراب تلخ
لبریز کرد کاسه ی صبر و سکون ما ۶
تا روز مرگ از سر ما دست برنداشت
بخت سیاه سوخته ی واژگون ما ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - غارت غارت گران شد مال بیت المال ما
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - با دل آغشته در خون گر چه خاموشیم ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.