خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از فرخی سیستانی بیانگر رنجها و حسرتهای شاعر در راه عشق و آزادی است. او از غم و جفای معشوق و ویرانی خانه و زندگی خود میگوید، اما در عین حال به عشق و شادی نیز اشاره دارد. شاعر خود را شاگرد عشق میداند و از جنون و دیوانگی در این راه سخن میگوید. در نهایت، او به هنر سخنوری و غزلسرایی خود افتخار میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و حسرتآلود است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵ - گر که تأمین شود از دست غم آزادی ما
گر که تأمین شود از دست غم آزادی ما
می رود تا به فلک هلهله ی شادی ما ۱
ما از آن خانه خرابیم که معمار دو دل
نیست یک لحظه در اندیشه آبادی ما ۲
بس که جان را به ره عشق تو شیرین دادیم
تیشه خون می خورد از حسرت فرهادی ما ۳
داد از دست جفای تو که با خیره سری
کرد پامال ستم مدفن اجدادی ما ۴
آن چنان شهره به شاگردی عشق تو شدیم
که جنون سر خط زر داد به استادی ما ۵
فرخی داد سخندانی از آن داد که کرد
در غزل بندگی طبع خدادادی ما ۶
می رود تا به فلک هلهله ی شادی ما ۱
ما از آن خانه خرابیم که معمار دو دل
نیست یک لحظه در اندیشه آبادی ما ۲
بس که جان را به ره عشق تو شیرین دادیم
تیشه خون می خورد از حسرت فرهادی ما ۳
داد از دست جفای تو که با خیره سری
کرد پامال ستم مدفن اجدادی ما ۴
آن چنان شهره به شاگردی عشق تو شدیم
که جنون سر خط زر داد به استادی ما ۵
فرخی داد سخندانی از آن داد که کرد
در غزل بندگی طبع خدادادی ما ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴ - ای که پرسی تا به کی دربند دربندیم ما
گوهر بعدی:شماره ۶ - در سیاست آن که شاگرد است طفل مکتبی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.