خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر به جستجوی معشوقی الهی می‌پردازد. او از گم شدن خود در این جستجو سخن می‌گوید و بیان می‌کند که معشوق فراتر از هر نشانه و درکی است. شاعر از ناتوانی خود در یافتن معشوق و نیاز به راهنمایی برای ادامه این جستجو سخن می‌گوید.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۴۱ - ای بی نشان محض نشان از که جویمت

ای بی نشان محض نشان از که جویمت
گم گشت در تو هر دو جهان از که جویمت ۱

تو گم نه‌ای و گمشدهٔ تو منم ولیک
تا یافت یافت می‌نتوان از که جویمت ۲

دل در فنای وحدت و جان در بقای صرف
من گمشده درین دو میان از که جویمت ۳

پیدا بسی بجستمت اما نیافتم
اکنون مرا بگو که نهان از که جویمت ۴

چون در رهت یقین و گمانی همی رود
ای برتر از یقین و گمان از که جویمت ۵

در بحر بی نهایت عشقت چو قطره‌ای
گم شد نشان مه به نشان از که جویمت ۶

تا بود که بویی از تو بیابد دلم چو جان
بیرون شد از زمان و مکان از که جویمت ۷

در جست و جوی تو دلم از پرده اوفتاد
ای در درون پردهٔ جان از که جویمت ۸

عطار اگرچه یافت به عین یقین تورا
ای بس عیان به عین عیان از که جویمت ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۰ - ای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالت
گوهر بعدی:غزل ۱۴۲ - ای چو چشم سوزن عیسی دهانت
نظرها و حاشیه ها ۱
میهمان
۱۳۹۹/۶/۲۱ ۱۱:۰۳

توضیح متن را چرا ندارد؟؟؟؟

پاسخ گوهرین

با سلام و احترام. متاسفانه در حال حاضر توانایی نوشتن شرح و تفسیر بر آثار را نداریم.