خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی و رهایی از قید و بندهای مادی میپردازد. شاعر از عشق به معشوق الهی سخن میگوید و بیان میکند که عشق واقعی فراتر از ظواهر مادی است و تنها کسانی که در این راه قدم میگذارند، به حقیقت عشق دست مییابند. همچنین، شاعر از درد و رنج راه عشق و ضرورت پاکسازی دل از آلودگیهای دنیوی سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۱۸ - کیست که از عشق تو پردهٔ او پاره نیست
کیست که از عشق تو پردهٔ او پاره نیست
وز قفس قالبش مرغ دل آواره نیست ۱
وزن کجا آورد خاصه به میزان عشق
گر زر عشاق را سکهٔ رخساره نیست ۲
هر نفسم همچو شمع زاربکش پیش خویش
گر دل پر خون من کشتهٔ صد پاره نیست ۳
گر تو ز من فارغی من ز تو فارغ نیم
چارهٔ کارم بکن کز تو مرا چاره نیست ۴
هر که درین راه یافت بوی می عشق تو
مست شود تا ابد گر دلش از خاره نیست ۵
هست همه گفتگو با می عشقش چه کار
هرکه درین میکده مفلس و این کاره نیست ۶
درد ره و درد دیر هست محک مرد را
دلق بیفکن که زرق لایق میخواره نیست ۷
در بن این دیر اگر هست میت آرزو
درد خور اینجا که دیر موضع نظاره نیست ۸
گشت هویدا چو روز بر دل عطار از آنک
عهد ندارد درست هر که درین پاره نیست ۹
وز قفس قالبش مرغ دل آواره نیست ۱
وزن کجا آورد خاصه به میزان عشق
گر زر عشاق را سکهٔ رخساره نیست ۲
هر نفسم همچو شمع زاربکش پیش خویش
گر دل پر خون من کشتهٔ صد پاره نیست ۳
گر تو ز من فارغی من ز تو فارغ نیم
چارهٔ کارم بکن کز تو مرا چاره نیست ۴
هر که درین راه یافت بوی می عشق تو
مست شود تا ابد گر دلش از خاره نیست ۵
هست همه گفتگو با می عشقش چه کار
هرکه درین میکده مفلس و این کاره نیست ۶
درد ره و درد دیر هست محک مرد را
دلق بیفکن که زرق لایق میخواره نیست ۷
در بن این دیر اگر هست میت آرزو
درد خور اینجا که دیر موضع نظاره نیست ۸
گشت هویدا چو روز بر دل عطار از آنک
عهد ندارد درست هر که درین پاره نیست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۷ - هر دلی کز عشق تو آگاه نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۹ - در ده خبر است این که ز مه ده خبری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.