خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و فداکاری سخن میگوید و بیان میکند که حتی اگر وجودش نابود شود، عشقش پایدار خواهد ماند. او از زیبایی معشوق و طبیعت اطرافش لذت میبرد و دردهای عشق را با آغوش باز میپذیرد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شمارهٔ ۴۶ - و له ایضا
وجود خاکی من گرچه می دهی بر باد
هزار جان عزیزم فدای جان تو باد ۱
هوای آتش و آب رخت نگویم ترک
گرم چو خاک دهی عمر نازنین بر باد ۲
اگر چه ترک تو تیغ جفا کشیده بود
ببوسمت لب شیرین و هر چه باداباد! ۳
خوشا نگار گل اندام و باغ نوروزی
خوشا هوای مصلا و آب رکناباد ۴
خرابه ی دل حیدر که خانه ی غم تست
ز گنج وصل تو خوش باشد ار شود آباد ۵
هزار جان عزیزم فدای جان تو باد ۱
هوای آتش و آب رخت نگویم ترک
گرم چو خاک دهی عمر نازنین بر باد ۲
اگر چه ترک تو تیغ جفا کشیده بود
ببوسمت لب شیرین و هر چه باداباد! ۳
خوشا نگار گل اندام و باغ نوروزی
خوشا هوای مصلا و آب رکناباد ۴
خرابه ی دل حیدر که خانه ی غم تست
ز گنج وصل تو خوش باشد ار شود آباد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۵ - و له ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۷ - و له ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.