خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد دل و رنج عشق نافرجام میگوید. او از بیپناهی و درماندگی خود در فراق یار سخن میگوید و ابراز میکند که حتی در آتش هجران، حاضر به ترک معشوق نیست. شاعر با تصاویر شاعرانهای مانند "خوناب دل و دیده" و "در پای تو افتاده چو خاک" عمق عشق و ایثار خود را نشان میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۳۵ - در فراق
درمان دل خسته ندانم ز که جویم
یا حال پریشانی خاطر به که گویم ۱
خود با که توان گفت که در آتش هجران
خوناب دل و دیده چه آورد به رویم ۲
تا سر بودم بر سر زانو نهم از غم
تا جان بودم در طلب وصل بپویم ۳
ترک سر و زر گویم و روی از تو نتابم
رخسار به خون شویم و دست از تو نشویم ۴
تا بر سر من بگذری از ناز و تکبر
در پای تو افتاده چو خاک سر کویم ۵
ای دوست! چه گویم من بیچاره ی مسکین
کز زلف چو چوگان تو سرگشته چو گویم ۶
گر زآنکه به تیغ تو شوم کشته چو حیدر
من ترک تو ای ترک پری چهره ی نگویم ۷
یا حال پریشانی خاطر به که گویم ۱
خود با که توان گفت که در آتش هجران
خوناب دل و دیده چه آورد به رویم ۲
تا سر بودم بر سر زانو نهم از غم
تا جان بودم در طلب وصل بپویم ۳
ترک سر و زر گویم و روی از تو نتابم
رخسار به خون شویم و دست از تو نشویم ۴
تا بر سر من بگذری از ناز و تکبر
در پای تو افتاده چو خاک سر کویم ۵
ای دوست! چه گویم من بیچاره ی مسکین
کز زلف چو چوگان تو سرگشته چو گویم ۶
گر زآنکه به تیغ تو شوم کشته چو حیدر
من ترک تو ای ترک پری چهره ی نگویم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۴ - و له ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۶ - و له ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.