خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حیدر شیرازی، احساسات عمیق عاشقانه، وفاداری، ترس از دست دادن و درد عشق را بیان میکند. شاعر از دلسوختگی، عشق به معشوق و حالات روحی خود سخن میگوید و از یاران میخواهد تا زنگار دل را بزدایند. همچنین، اشارهای به تغییر حالات پیر مسجد و گرفتاریهای عاشق دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اصطلاحات ادبی و نیاز به درک شعری، این متن را برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب میسازد. همچنین، برخی مضامین مانند درد عشق و دلسوختگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شمارهٔ ۳۴ - و له ایضا
تا دست دلم دامن دلدار گرفته ست
جان در نظر یار وفادار گرفته ست ۱
ترسم که جهان جمله به یکبار بسوزد
کآتش ز دلم در در و دیوار گرفته ست ۲
آن پیر که بد معتکف مسجد جامع
امروز وطن بر در خمار گرفته ست ۳
ای صیقلیان! زنگش ازین دل بزدایید
کآن آینه حیف است که زنگار گرفته ست ۴
گفتی که گرفتی نکنم گر بخوری می
چون است که امروز دگر بار گرفته ست؟ ۵
آن کو به همه عمر نشد عاشق رویی
دق بر من مسکین گرفتار گرفته ست ۶
یاران! به سر یار که در عالم معنی
حیدر دلش از مردم اغیار گرفته ست ۷
جان در نظر یار وفادار گرفته ست ۱
ترسم که جهان جمله به یکبار بسوزد
کآتش ز دلم در در و دیوار گرفته ست ۲
آن پیر که بد معتکف مسجد جامع
امروز وطن بر در خمار گرفته ست ۳
ای صیقلیان! زنگش ازین دل بزدایید
کآن آینه حیف است که زنگار گرفته ست ۴
گفتی که گرفتی نکنم گر بخوری می
چون است که امروز دگر بار گرفته ست؟ ۵
آن کو به همه عمر نشد عاشق رویی
دق بر من مسکین گرفتار گرفته ست ۶
یاران! به سر یار که در عالم معنی
حیدر دلش از مردم اغیار گرفته ست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۳ - جواب
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۵ - در فراق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.