خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن عرفانی و عاشقانه، درباره‌ی راه عشق و فداکاری در آن است. شاعر بیان می‌کند که عشق راهی بی‌پایان است و برای رسیدن به معشوق، باید از جان گذشت. او تأکید می‌کند که در این راه، فداکاری و از خودگذشتگی ارزشمند است و عاشقان با سوختن و فنا شدن به نور حقیقت می‌رسند. همچنین، شاعر به اهمیت بی‌خودی و رهایی از خود در راه عشق اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند فنا شدن و از خودگذشتگی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده و سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۶ - ره عشاق راهی بی‌کنار است

ره عشاق راهی بی‌کنار است
ازین ره دور اگر جانت به کار است ۱

وگر سیری ز جان در باز جان را
که یک جان را عوض آنجا هزار است ۲

تو هر وقتی که جانی برفشانی
هزاران جان نو بر تو نثار است ۳

وگر در یک قدم صد جان دهندت
نثارش کن که جان‌ها بی‌شمار است ۴

چه خواهی کرد خود را نیم‌جانی
چو دایم زندگی تو بیاراست ۵

کسی کز جان بود زنده درین راه
ز جرم خود همیشه شرمسار است ۶

درآمد دوش در دل عشق جانان
خطابم کرد کامشب روز بار است ۷

کنون بی‌خود بیا تا بار یابی
که شاخ وصل بی باران به بار است ۸

چو شد فانی دلت در راه معشوق
قرار عشق جانان بی‌قرار است ۹

تو را اول قدم در وادی عشق
به زارش کشتن است آنگاه دار است ۱۰

وزان پس سوختن تا هم بوینی
که نور عاشقان در مغز نار است ۱۱

چو خاکستر شوی و ذره گردی
به رقص آیی که خورشید آشکار است ۱۲

تو را از کشتن و وز سوختن هم
چه غم چون آفتابت غمگسار است ۱۳

کسی سازد رسن از نور خورشید
که اندر هستی خود ذره‌وار است ۱۴

کسی کو در وجود خویش ماندست
مده پندش که بندش استوار است ۱۵

درین مجلس کسی باید که چون شمع
بریده سر نهاده بر کنار است ۱۶

شبانروزی درین اندیشه عطار
چو گل پر خون و چون نرگس نزار است ۱۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵ - زان پیش که بودها نبودست
گوهر بعدی:غزل ۵۷ - آتش عشق تو در جان خوشتر است
نظرها و حاشیه ها ۱
میهمان
۱۴۰۵/۲/۱۶ ۰۶:۲۸

عالی