خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید خود سخن میگوید و حالات روحی و عاطفی خود را در قالب تشبیهات زیبا بیان میکند. او از دلبستن به معشوق، پریشانی، دیوانگی عاشقانه و وابستگی به یاد معشوق صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۳۱۸ - دل به زلف او چو بندم بر سر دل چون شوم
دل به زلف او چو بندم بر سر دل چون شوم
همره خضر پریشانی به منزل چون شوم ۱
ذوق آشوب خطر دیوانه ام دارد چو موج
نیستم خس بسته زنجیر ساحل چون شوم ۲
من که از گرم اختلاطی های آتش زنده ام
گر شعوری دارم از یاد تو غافل چون شوم ۳
همره خضر پریشانی به منزل چون شوم ۱
ذوق آشوب خطر دیوانه ام دارد چو موج
نیستم خس بسته زنجیر ساحل چون شوم ۲
من که از گرم اختلاطی های آتش زنده ام
گر شعوری دارم از یاد تو غافل چون شوم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۷ - دوست گر منت گذارد سوی دشمن می روم
گوهر بعدی:شماره ۳۱۹ - دردیم و از دیار هوس کم گذشته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.