خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس غم و اندوه خود سخن میگوید، از یادآوری خاطرات تلخ و ناامیدی که آرامش او را برهم زده است. او از طعنههای دیگران و بیقراری درونی خود مینالد.
متن دارای مضامین عاطفی و فلسفی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و پیچیدگی معنایی آن برای سنین بالاتر مناسبتر است.
شماره ۲۷۱ - خاکسترم را دود دل ابر بهاری می کند
خاکسترم را دود دل ابر بهاری می کند
در عالم یاد رخی آیینه تاری می کند ۱
چشمی که طعن مستیم بر هوشیاری می زند
پنهان چرا در خاطرم پیمانه کاری می کند ۲
یاد فراغت می دهد خاکم به تاراج غبار
آسودگی حشر مرا با بیقراری می کند ۳
در عالم یاد رخی آیینه تاری می کند ۱
چشمی که طعن مستیم بر هوشیاری می زند
پنهان چرا در خاطرم پیمانه کاری می کند ۲
یاد فراغت می دهد خاکم به تاراج غبار
آسودگی حشر مرا با بیقراری می کند ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۰ - گاهی از نگه به رخم خنده می کند
گوهر بعدی:شماره ۲۷۲ - اگر به جانب من شعله خار می بیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.