خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان احساسات غمگینانه و ناامیدی میپردازد. شاعر از شکستن دل، بیقراری، و بیخوابی سخن میگوید و زندگی را بیروح و بیشکوفا توصیف میکند. حتی خندههایش نیز مانند گلی بر مزار ماندهاست. او از بیقراری دل و چشمی که خواب به آن راه نمییابد، گلایه میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، لحن غمگینانه و مفاهیم پیچیدهای مانند ناامیدی و پوچی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۵۸ - ز خمار عضو عضوم به شکسته خار ماند
ز خمار عضو عضوم به شکسته خار ماند
نفس از خرابی دل به کف غبار ماند ۱
سر زندگی ندارد چه شکفتگی فزاید
ز خمار خنده ما به گل مزار ماند ۲
نه همین پیاله ما شب جمعه بینوا شد
نه به دیده خواب گنجد نه به دل قرار ماند ۳
نفس از خرابی دل به کف غبار ماند ۱
سر زندگی ندارد چه شکفتگی فزاید
ز خمار خنده ما به گل مزار ماند ۲
نه همین پیاله ما شب جمعه بینوا شد
نه به دیده خواب گنجد نه به دل قرار ماند ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۷ - دل افسرده هر خام جوش ما نمی داند
گوهر بعدی:شماره ۲۵۹ - غمت به راحت وصلت به جنگ می ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.