خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از دوری و بیتوجهی معشوق شکایت میکند و بیان میکند که نمیتواند در جمعی حضور یابد که جز حرفهای پریشانکنندهای درباره معشوق نشنود. همچنین اشاره میکند که هیچکس جز زیبایی و جذابیت معشوق را نمیبیند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۴۶ - بس که بیگانگی از خاطر آن گل گذرد
بس که بیگانگی از خاطر آن گل گذرد
تا خیالش ز دل ما به تغافل گذرد ۱
نتوان داشت به زنجیر در آن انجمنم
که بجز حرف پریشانی کاکل گذرد ۲
غیر کاکل به سر او نشنیده است کسی
کز سر سرو سهی سایه سنبل گذرد ۳
تا خیالش ز دل ما به تغافل گذرد ۱
نتوان داشت به زنجیر در آن انجمنم
که بجز حرف پریشانی کاکل گذرد ۲
غیر کاکل به سر او نشنیده است کسی
کز سر سرو سهی سایه سنبل گذرد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۵ - بی هوش تر ز خوابم و خوابم نمی برد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۷ - دل کسی که به این ترکتاز می گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.