خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد عشق و ناتوانی در بیان احساساتش میگوید. او از بیتابی دل در برابر دیدار معشوق و سکوت ناشی از رازداری عشق سخن میراند، و اشاره میکند که معشوق گاه با گفتارش ترحم میآمیزد.
متن دارای مفاهیم عاطفی پیچیده مانند عشق، حیرانی و ترحم است که درک آنها برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۴۱ - گرفتم او گذاری بر سر بیمار می آرد
گرفتم او گذاری بر سر بیمار می آرد
کجا دل طاقت حیرانی دیدار می آرد ۱
ز راز دل حجاب عشق می بندد زبانم را
ترحم با منش هرگاه در گفتار می آرد ۲
کجا دل طاقت حیرانی دیدار می آرد ۱
ز راز دل حجاب عشق می بندد زبانم را
ترحم با منش هرگاه در گفتار می آرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۰ - ز چشم فتنه ات محشر غم پنهانیی دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۲ - کو قاصدی که نامه به باد صبا برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.