خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف عشق و شیفتگی شاعر به معشوق میپردازد. شاعر از زیبایی و جذابیت چشمهای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که نگاه معشوق چنان تأثیری بر او دارد که گویی خونریزی از یادش رفته است. او همچنین به عشق بیقید و شرط خود اشاره میکند و میگوید که دلش هرگز از دامان مژگان معشوق جدا نخواهد شد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۲۴۰ - ز چشم فتنه ات محشر غم پنهانیی دارد
ز چشم فتنه ات محشر غم پنهانیی دارد
به ذوق جلوه ات افلاک پر افشانیی دارد ۱
چه سازم شیوه خونریزی از یاد نگاهش رفت
مگر از چشم مستی سرمه حیرانیی دارد ۲
دل ما دست از دامان مژگان نخواهد داشت
نظر از چشم او می خواهد و قربانیی دارد ۳
به ذوق جلوه ات افلاک پر افشانیی دارد ۱
چه سازم شیوه خونریزی از یاد نگاهش رفت
مگر از چشم مستی سرمه حیرانیی دارد ۲
دل ما دست از دامان مژگان نخواهد داشت
نظر از چشم او می خواهد و قربانیی دارد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - دل قبله ای از طرف کلاهی دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - گرفتم او گذاری بر سر بیمار می آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.