خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد و رنجی سخن میگوید که درونش را فرا گرفته است. او از کینه، تاریکی و تنهایی میگوید و امیدی به صبح و روشنایی ندارد. دود و تاریکی شبهای جمعه نمادی از غم و اندوهی است که او را احاطه کرده است.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و روانی مانند غم، تنهایی و ناامیدی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۰ - شهید خوی گرمش مهر را در کینه می پیچد
شهید خوی گرمش مهر را در کینه می پیچد
نگه در دیده می دوزد نفس در سینه می پیچد ۱
عجب گر از خمارم صبح شنبه دیده بگشاید
ز بس در کلبه ام دود شب آدینه می پیچد ۲
نگه در دیده می دوزد نفس در سینه می پیچد ۱
عجب گر از خمارم صبح شنبه دیده بگشاید
ز بس در کلبه ام دود شب آدینه می پیچد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۹ - به دل زگرمی عشقم هوس نمی گنجد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۱ - گمان دارم که در زیر فلک قحط فضا گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.