خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق شدید و بیقراری خود میگوید که به حدی است که در دل و سینهاش نمیگنجد. او از بیخودی و ذوق فراوانی سخن میگوید که حتی نفس کشیدن را برایش دشوار کرده است. همچنین، اشاره میکند که در عشق، خاموشی دلیل راه است و صدای زنگها به گوش شوق نمیرسد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۹۹ - به دل زگرمی عشقم هوس نمی گنجد
به دل زگرمی عشقم هوس نمی گنجد
در آتشی که منم خار و خس نمی گنجد ۱
ز بس که گشته ام از ذوق بیخودی لبریز
درون سینه تنگم نفس نمی گنجد ۲
دلیل راه اسیران عشق خاموشی است
به گوش شوق صدای جرس نمی گنجد ۳
در آتشی که منم خار و خس نمی گنجد ۱
ز بس که گشته ام از ذوق بیخودی لبریز
درون سینه تنگم نفس نمی گنجد ۲
دلیل راه اسیران عشق خاموشی است
به گوش شوق صدای جرس نمی گنجد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸ - عکس تو در آیینه ادراک نگنجد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۰ - شهید خوی گرمش مهر را در کینه می پیچد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.