خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن شاعر از غم و اندوهی میگوید که مانند سیماب (جیوه) از وجود انسان میگذرد. او اشاره میکند که باید از خیالها و خوابها گذشت و به واقعیت رسید. همچنین، شاعر تأکید میکند که نباید از کوی معشوق گذر کرد، زیرا آنجا سرزمین چشمهای اوست و هر قدم در آنجا مانند موجی از آب، گذر از صدها مرحله است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶۶ - در غمش از خویش چون سیماب می باید گذشت
در غمش از خویش چون سیماب می باید گذشت
چشم داری از خیال خواب می باید گذشت ۱
مگذر از کویش که آنجا سرزمین چشم ماست
هر قدم صد جا چو موج از آب می باید گذشت ۲
چشم داری از خیال خواب می باید گذشت ۱
مگذر از کویش که آنجا سرزمین چشم ماست
هر قدم صد جا چو موج از آب می باید گذشت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - کار اشکم بی تو از صحرا گذشت
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - دمی که مست حیا از من آن غزال گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.