خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان درد و رنج عاشقانه میپردازد و از نرسیدن به معشوق و ناکامیهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از بوی گل و میوههای نرسیده به عنوان استعارههایی برای آرزوهای برآورده نشده استفاده میکند.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غمگین و ناکامیهای عاشقانه نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۱۲۹ - درد می دردی به ایاغت نرسیده است
درد می دردی به ایاغت نرسیده است
بوی گل داغی به دماغت نرسیده است ۱
عاشق زکجا شکوه کجا این چه خیالی است
پیداست کزین باده دماغت نرسیده است ۲
سبز است ز خون دل ما حاصلت ای چرخ
این است که یک میوه باغت نرسیده است ۳
بوی گل داغی به دماغت نرسیده است ۱
عاشق زکجا شکوه کجا این چه خیالی است
پیداست کزین باده دماغت نرسیده است ۲
سبز است ز خون دل ما حاصلت ای چرخ
این است که یک میوه باغت نرسیده است ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸ - باغها از سایه ابر بهاری دیده است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰ - طراوت چمن از خون دل فشانیهاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.