خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق و اندوهگین شاعر است که با وجود داشتن گوهرهای ارزشمند در زندگی، همچنان دچار غم و دلتنگی است. شاعر از دیوانگی دل خود و مصلحتاندیشیهایش سخن میگوید و در عین حال، ظاهری آرام و خندان دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و پیچیدگیهای معنایی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۲ - عقد گوهر چون صدف در آستین داریم ما
عقد گوهر چون صدف در آستین داریم ما
خونبهای خویش در زیر نگین داریم ما ۱
از غبار ما فلک تعمیر زندان می کند
در دو عالم خاطر اندوهگین داریم ما ۲
با دل دیوانه خود مصلحت ها دیده ایم
خنده بر لب جان به کف چین بر جبین داریم ما ۳
خونبهای خویش در زیر نگین داریم ما ۱
از غبار ما فلک تعمیر زندان می کند
در دو عالم خاطر اندوهگین داریم ما ۲
با دل دیوانه خود مصلحت ها دیده ایم
خنده بر لب جان به کف چین بر جبین داریم ما ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - تا کی نشوی گوش بر آواز دل ما
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - حرف عشق دوست را افسانه می دانیم ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.