خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از احساس شرم و تقصیر خود سخن می‌گوید و به دنبال پناهگاهی می‌گردد. او از زخم‌های روحی و عذرخواهی‌های بی‌فایده شکایت دارد و به دنبال نشانه‌ای از رحمت و گواهی بر بی‌گناهی خود است. در نهایت، او از بی‌زبانی و سکوت خود در برابر پرسش‌ها می‌نالد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۸۳۴ - گریزان خودم از شرم بیتابی پناهی کو

گریزان خودم از شرم بیتابی پناهی کو
سراپا حرف تقصیرم زیان عذر خواهی کو ۱

به طالع دولت بیدار (و) زخم کاریی دارم
زگرد سرمه جوهر دار شمشیر نگاهی کو ۲

چو در محشر ز خون کشتگان رحمت به جوش آید
مرا در بیگناهی خوشتر از چشمت گواهی کو ۳

چه خواهی گفت با این بیزبانیها اسیر آخر
اگر پرسد ز فریاد خموشی عذرخواهی کو ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۳۳ - نگه خون شد به چشم دیدنی کو
گوهر بعدی:شماره ۸۳۵ - هر نقش قدم چشمه خون است در این راه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.